.
1) امید و نشاط و شادمانی ملت ایران، دشمن دارد؛ چون ملت ما دشمنانی عنود دارد. دشمنانی که حال و روز خوبی ندارند و در میانه پریشان حالی، از این که ملت ایران را پرنشاط ببینند، دوچندان کلافه میشوند. آنها، ایران را بههم ریخته و ناامن میخواستند، اما خود گرفتار شدند. وضعیت بالینی معارضان نه فقط خوب نیست بلکه بدحالی،گریبانشان را گرفته است. بنابراین وقتی جشن و شادمانی ملت ایران در عید امامت امیرمومنان(ع) را میبینند، کُفری میشوند. آن از حال و روز آمریکا که پشت سر هم طی دهه اخیر، شکستهای تحقیرآمیزی را تجربه کرده و رقیبانش در حیاطخلوتهای او مانور پیروزی میدهند، آن از وضعیت اروپای بیمار که به خاطر ترکیب و تصاعد بحرانها به نقطه انفجار رسیده، آن از شکست نقشه نتانیاهو در غزه و جنین و تشدید بحران داخلی در تلآویو، این هم از حال و روز اپوزیسیون بخت برگشته ایرانی، که لافزنترینشان، بهخاطر تحمیل خسارات هنگفت به دولت میزبان (آلبانی) توبیخ و تحقیر شد.2) در بازنمایی وضعیت غرب، روایت روزنامه گاردین کفایت میکند که اواخر فروردین امسال نوشت: «فلاکت و زوال بر غرب حاکم شده است. حرکت رو به جلو و پیشرفت، نه تنها متوقف، بلکه معکوس شده. معیار مرگ و زندگی را در نظر بگیرید: دولت بریتانیا پس از کاهش بیسابقه امید به زندگی از زمان جنگ جهانی دوم، مجبور شد افزایش سن بازنشستگی را به تعویق بیندازد. در آمریکا، امید به زندگی طی دو سال، دو سال کاهش یافت که بزرگترین کاهش قرن اخیر محسوب میشود. میزان خودکشی در دو دهه اخیر در دو سوی اقیانوس اطلس، 30 درصدی افزایش یافته. رکود و زوال در بسیاری از مناطق غرب، به ویژگی تعیین کننده روزگار تبدیل شده است. به ما وعده داده شده بود که بازار آزاد
برچسب:
نویسنده: آرشان فلاح
برچسب:
نویسنده: آرشان فلاح
برچسب:
نویسنده: آرشان فلاح
چن
عدهای تحت تاثیر برخی القائات یا با هدف تحتالشعاع قرار دادن موضوع، تا صحبت از لزوم برخورد با بیحجابی و مقابله با ولنگاری در حوزه پوشش میشود با قیافهای حق به جانب میگویند: «ای بابا؛ به جای این کارها، اول با دزدی و اختلاس برخورد کنید». به این واکنش از چند منظر میتوان پاسخ داد؛ نخست اینکه آنچه در سالهای اخیر همه به چشم دیدهاند عزم جدی در تشکیل محاکم مبارزه با فساد اقتصادی و حتی تشکیل شعب ویژه در این خصوص بوده است و بارها شاهد شناسایی، تشکیل پرونده، برپایی دادگاههای علنی و در نهایت صدور احکام مختلف قضایی در برخورد با مفسدان و فرصتطلبان پروندههای کلان اقتصادی بودهایم. در این خصوص میتوان به موارد متعدد پروندههای رانتخواری با ارزهای 4200 تومانی در دوره گذشته، یا محکومیت به زندانهای بلندمدت و جریمههای سنگین برای افرادی حتی با داشتن نسبت با مسئولان در دولت قبل از برادر رئیسجمهور تا داماد یا دختر فلان وزیر و موارد مختلف دیگر اشاره کرد که نشان از جدیت در برخورد با فساد اقتصادی دارد و البته نمیتوان با اطمینان مدعی شد که زمینه فساد و پروندههای فرصتطلبی به طور کامل برطرف و کار تمام شده است اما نمیتوان منکر برخورد جدی با چنین مواردی شد.
از طرفی باید دید کسانی که خواستار رها بودن و ولنگاری در موضوع مهم حجاب و پوشش و نادیده گرفتن این تخلفات و جرائم به بهانه اولویت داشتن مبارزه با فساد اقتصادی هستند، واقعاً به این اولویتبندی و استدلال ایمان دارند یا برای به حاشیه راندن ماجرا و ایجاد شبهه به این مثلاً استدلال دامن میزنند؟! این افراد میتوانند با این استدلال خواستار رها کردن تخلفات دیگر در جامعه شوند؟ به عنوان مثال؛ با این منطق میتوانند مدعی شوند که به
برچسب:
نویسنده: آرشان فلاح
برچسب:
نویسنده: آرشان فلاح
وقتی «تغییر به راه میافتد» همه چیز تغییر میکند، روابط و موقعیتها بههم میخورد و دیگر نمیتوان روی بسیاری از مناسبات و توافقات قبل حساب کرد و آنان که این تغییر را درنیابند، حتماً دچار بحران میشوند. بحرانی که نه تنها سود، که سرمایه آنان را هم به تاراج میبرد. به اطراف خود نگاه کنیم،تا این موضوع را به وضوح ببینیم. آنان که معماران وضع ظالمانه گذشته بودهاند، ناگزیر به آن تن دادهاند اگرچه قبول تغییر در پیری، مثل بیرون زدن شیری که در دوران کودکی نوشیدهاند، بسیار سخت و گاه ناممکن است. آنان ضمن پذیرش شکست در درون، در بیرون نوعاً آدرسهای غلط میدهند. بعضی که عادتاً تحت تأثیر آنها هستند، به آن سرگرم شده و قلیلی آن آدرسهای غلط را باور میکنند و اندکی هم با وجود نومیدی به دنبال آن راه میافتند. اما آنان که مانعی در دیدن ندارند، متوجه قضایا هستند و به عظمت تغییری کهواقع شده توجه دارند.خداوند شهید عظیمالشأن حاج قاسم سلیمانی را در بالاترین درجه عنایت خاص خود قرار دهد، در دوم اردیبهشت سال آخری که در دیماه آن به «شهادت عظیم» رسید، در جلسهای گفت این مردم یکپارچه پای کار نظام هستند و دلخوریهایی که از بعضی از ماها دارند به نظام تسری نمیدهند. او میگفت این مردم یک محور دارند و آن «رهبری» است که با او ارتباط عقیدتی پیدا کرده و این ارتباط در زیر و بم حوادث، کاستی نمیگیرد. او معتقد بود علیرغم بعضی ظواهر، درصد مخالفان این نظام در داخل آنقدر اندک است که از ناحیه آنان خطری متوجه نظام نمیشود و لذا باید متوجه کانونهای اصلی معاند نظام که آمریکا و... است، بود.همین چند روزه یک رخداد عجیب اتفاق افتاد و این اعجاب از این جهت است که اتفاق رخ داده در تصور انسانهایی که مسائل جهان را ب
برچسب:
نویسنده: آرشان فلاح